تبليغاتX
شوکران اصلاحات
ای انسان

تو هر لحظه در حال شدنی

و هر کرده بنای سنگ شدنت

هر روز خویش را محاسبه کن

ببین چه دیده ای چه شنیده ای و چه کرده ای

اگر دروزت مثل هم بود بدان که مانده ای

که رود مرده مرداب است و

مرداب مرگ

                                                                                                         علی بن ابی طالب

حال آیا امروز ما بهتر از دیروز ماست...؟

یا نه حداقل مثل دیروز ماست...؟

اگر در معنای سخن دقیق شوم خواهیم دید امروز هیچ چیز مثل دیروز نیست چه برسد به اینکه...!

پاسخ و نتیجه گیری همیشه با شماست.

+ نوشته شده توسط بیداد در جمعه 2 مرداد1388 و ساعت 19:31 |

47 سال پیش ملت ایران جلوی ارابه های استبداد و دیکتاتوری واپس گرایی سینه سپر کرد شهید داد در زندانهای مخوف شکنجه دید رنج و خفقان تبعید کشید و قد برافراشت و ایستاد.

ایستاد به پای آرمانش. ایستاد به پای مردی دردش از جنس درد مردم.

ایستاد به پای نخست وزیر 70 ساله پیژاما پوش. پیرمردی که کمر بزرگترین کارتل ها و امپراتوری های نفتی را خم کرد.

مصدق پاک بود مطلقا پاک و شرافتمند. نه خریدن او ممکن بود نه بد نام کردن وبه لجن کشیدنش ممکن بود. بنابراین به استهزائ او پرداختند. اورا پیرمرد پیژاماپوش نامیدند-گفتند نخست وزیری را که با لباس خواب روی یک تختخواب کوچک آهنی اشخاص را می پزیرد نباید جدی گرفت.

آری اورا پیژاما پوش نامیدند و آن را دلیل حقانیت شرکت نفت ایران و انگلیس دانستند.

با تمام این احوال

مصدق ماند و محمد رضا پهلوی ها رفتند.

مصدق ماند و زاهدی ها رفتند.

مصدق ماند و امثال مظفر بقایی ها جمال امامی ها اشرف ها رفتند.

آنچنان که امیر کبیر ماند و ناصر الدین شاه ها رفتند.

مصدق ماند و می ماند در خاطر میلیونها ایرانی و نسلهای متوالی آن. در خاط آنهای که او حیات و مال و موجودیت خودش را در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی ملت را فاقد کوچکترین ارزشی شمرد.

او مطمئن بود وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده و از آنچه برایش پیش آمده هرگز تاسفی به خود راه نداد.

مصدق می ماند همچنان که  13 سال پس از کودتا و دولت نامشروع بر آمده از کودتا ماند و رنج ناکامی را تحمل کرد.

مصدق آزاد بود و حتی آن زمان که در بیمارستان مهر در محاصره دژخیمان و دور از ملتی که او خود را خاک پای این ملت می خواند پرتو عنایت از پیکر جسمانی بر گرفت آزاد مرد.

مصدق را سرنگون کردند زیرا رضای ملت را به رضای نیکسونها و لیاخوفها ترجیح داد.

آری مصدق ماند تا هرکه را که می آید بیاموزد و هرکه را که می رود یاد آرد که تنها این ملت است که می ماند و هرکه سودای ماندن دارد باد چنگ در ریسمان مردم زند و آنانی که مردم را جاده صاف کن های مسیر نا هموار سیاست بازی خود می خواهند آنانی که که مردم را همه کور و کر می خواهند آنانی که مردم را تا آن زمان که مطیع و فرمان بردارند ملت می خوانند و آن گاه که حقی از حقوق حقه خود مطالبه می کنند چه ارتجاع سرخ و سیاه چه تجدید نظر طلب چه خس و خاشاک چه منقلبین مخملی و اجنبی پرست می خوانند جایی در تاریخ  و جوابی برای تاریخ ندارند چرا که تاریخ این ملت است.

تاریخ را همیشه فاتحان می نویسند ولی آنچه در بایگانی های سازمانهای مخوف اطلاعاتی و امنیتی رژیم های دیکتاتوری نوشته می شود و به ملت دیکته می شود تاریخ نیست . تاریخ سینه به سینه و دهان به دهان از پدر به فرزند و از نسلی به نسل دیگر حک می شود. تاریخ ما تاریخ حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.

همانگونه که ننگ و بد نامی قتل امیرکبیر علی رغم ممیزی یاوه سرایان قاجار از دامن ناصرالدین شاه پاک نشد.

لکه سیاه کودتای 28 مرداد هنوز هم نه از خاطر ملت و نه از پرونده خاندان پهلوی با تمامی قدرت دستگاه تبلیغاتی آن  پاک گشت.

تاریخ فریاد است فریاد حق طلبی از حلقوم میلیونها ایرانی. تاریخ را ملت روایت میکند.

تاریخ را علمای خود فروش تر و تمیز در طاقچه نشسته روایت نمی کند.

تاریخ را شاعران بوی باران خورده نقاشان رنگین دست نویسندگان دست مرکبی  روایت میکنند. آن گاه است که دیکتاتوران هرچه می خواهند با قلمهای طلا کاری شده بر صفحات مرغوب  ((پاسخ به تاریخ)) ها را بخراشند و بگذار بنویسند  که بی گمان باز هم خواهند نوشت.

آن زمان که در  کاخهای غرق نور نیاوران با هیاهوی بسیار 28 مرداد را قیام ملی خواندند و سالگردش را جشن گرفتند. صدای گرم اخوان بود که دردمندانه با پیر مرادش (مصدق) به شکوه برخاست و یک تنه تمامی این شعبده ی شعبده بازان سحر ساحران را موسی وار نقش بر آب کرد :

مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای.

این است تاریخ.

راه مصدق راه شهدای 30 تیر ادامه دارد یادشان محو نمی گردد حتی اگر صاحبان قدرت تنگ نظری کرده و هنوز پس از 47 سال اجازه گرد همایی به یاد آن راست قامتان تاریخ را ندهند.

تاریخ قهرمانان میهن را مورخین جیره خوار حکام ننوشته اند. آنها با آتش خون به صحنه تاریخ پیوستند.

دراخر با اجازه از استاد شفیع کدکنی :

به کجا چنین شتابان

(سرو) از نسیم پرسید

هوس سفر نداری زغبار این بیابان  :

همه ارزویم اما چه کنم که بسته پایم

...

سفرت بخیر اما تو و دوستی خدا را

چو از این کویر خس و خاشاک به سلامتی گذشتی

به( ندا) به( سهراب) به( یاران) برسان سلام مارا

 

+ نوشته شده توسط بیداد در پنجشنبه 1 مرداد1388 و ساعت 10:24 |
دیروز و دیشب نیز باز هم یکی دیگر از شهدای حوادث اخیر نامش فاش شد.

تعداد زیادی از مردم اطلاعی از سرنوشت بستگان مفقود خود ندارند.

آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان حوادث اخیر و جود ندارد.

از بازداشتی ها به خصوص از فعالین سیاسی و حقوق بشر خبری در دست نیست.

دیروز باز هم در میدان هفت تیر تهران مردمی را که برای بزرگداشت شهدای 30 تیر 1331 تجمع کرده بودند با کم ظرفیتی و کوته نظری محض سرکوب کرده اند.

جامعه دیگر تحمل تنش و خشونت را ندارد.

ما به نوعی خود زنی رسیده ایم.

تفکر حذف چون موریانه ای به جان کشور افتاده.

راه برون رفتی وجود ندارد.

صدای زنگهای انحطاط به وضوح شنیده می شود

+ نوشته شده توسط بیداد در چهارشنبه 31 تیر1388 و ساعت 11:24 |
همراه شو عزیز

تنها نمان به درد

کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نم یشود

+ نوشته شده توسط بیداد در چهارشنبه 31 تیر1388 و ساعت 11:12 |
واقعا خاتمی مرد غریبیست.

او هرچه گفت گوش هیچ کس به این حرفها بدهکار نبود.

اندیشه های این مرد اندیشمند هیچ گاه ان طور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت

به قول خیام

باید بچشد عذاب تنهایی را        مردی که ز عصر خود فراتر باشد

+ نوشته شده توسط بیداد در چهارشنبه 31 تیر1388 و ساعت 11:8 |
سخنان ديروز آيت الله هاشمي بارقه اي از اميد را در دلها زنده کرد.
اميد به آنکه جمهوري اسلامي مي تواند بدون پرداخت هزينه هاي سنگين با گذار از شرايط بحران به ب وفاق و همدلي باز گردد.
اميد به آنکه حاکميت  تمامي راهکارهاي اصلاح از درون را مسدود نکرده هر چند روزنه اي کوچک.
اميد به آنکه هنوز عده اي در حاکميت اعتقاد دارند که ايجاد مانع در راه حرکتهاي اصلاحي مسالمت اميز باعث سوق دادن بدنه و رهبران آن به مواضع راديکالتر مي شود.
گره و بن بستي که هرگز نبايد ايجاد مي شد ايجاد شد. بجاي باز کردن اين گره با دست با سرکوب هاي گسترده قطع و سانسور گردش آزاد اطلاعات دستگيري فعالان سياسي پخش اعترافات تلوزيوني ساختگي که هيچ کمکي به تلطيف جو عمومي نکرده و عملا اين گره را کور تر کرده ايم.
اين گره بايد باز شود وقتي با دست باز شدني بود نکرديم.
حال مجبوريم با دندان سراغ آن برويم.
اين گره بايد باز شود ولي هيچ چيز نمي تواند گره بي اعتمادي مردم را باز کند الا اعتماد سازي با همين مردم.
هاشمي هوشمندانه اشاره کرد که (اعتماد مردم بايد بازگردد)

+ نوشته شده توسط بیداد در شنبه 27 تیر1388 و ساعت 20:23 |
در تاريخ معاصر ايران از اواخر دوره سلطنت ناصر الدين شاه قاجار شاهد ظهور نيروي جديدي در عرصه رقابتهاي سياسي بوديم که اين نيرو به مرور زمان با تکيه بر سازماندهي و انسجام و پايگاه مردمي به يکي از تاثير گذارترين نيروها در صحنه سياسي ايران تبديل شد.
و آغاز  قدرت نمايي آن در جنبش تنباکو نمود يافت. و بعد از آن در تمامي حرکت ها و جنبشهاي سياسي از قيام مشروطه تا نهضت ملي کردن صنعت نفت  و اوج آن در قيام 15 خرداد و در نهايت انقلاب 57 روحانيت نقش به سزايي بر عهده داشته است.
اين نيرو در طول حيات سياسي خود شاهد اوج و حضيض هاي بسيار بوده است و نيرو هاي سياسي بسياري سعي در منزوي يا از صحنه خارج کردن آن بوده اند.
شايد بارزترين اين رقبا رضا شاه پهلوي و محمد رضا پهلوي بوده اند.
رضا شاه بعد از رسيدن به سلطنت سعي در ايزوله کردن روحانيون داشت و از آن جمله اقدامات ايجاد دادگستري هاي جديد بدون حضور روحانيون خارج کردن اختيار اوقاف از دست آنها منع پوشيدن لباس روحاني در مجامع عمومي برچيدن بساط مراسم مذهبي به ويژه مراسم محرم بود.
محمد رضا پهلوي راه پدر را ادامه داد. در زمان او مراکز اصلي قدرت که دولت کنترلي بر آنها نداشت عبارت بودند از
 1-خانها و ملاکين بزرگ
2-عشاير
3-روحانيون
عشاير با سياست تخته قاپو کردن رضا شاه و بعد از آن با سرکوبهاي محمد رضا قسمت اعظم قدرت خود را از دست دادند و عملااز صحنه سياسي ايران حذف شدند.
خانه و ملاکين نيز با اجراي طرح اصلاحات ارضي از بين رفتند و حکومت خود طبقه اي جديد از مالکين خرده پا و تحت فرمان را بوجود آورد.
حذف دو قدرت عشاير و ملاکين عملا به قدرتمند شدن روحانيون کمک کرد و اين نيرو با تکيه بر انسجام و سازمان يافتگي مناسب و مهمتر از آن با تکيه بر پايگاه مردمي خود توانست از آن شرايط عبور کرده و چه بسا قدرت مند تر از قبل.
که اوج قدرت انها در 22 بهمن 57 نمود يافت .
بي گمان از عوامل پيروزي انقلاب شخصيت کاريزماي امام خميني و پايگاه مردمي قدرتمند روحانيت بود.
اين نيرو بعد از انقلاب توانست کليه نيروهاي ديگر مانند ملي ها و چپ ها را از صحنه خارج کند.
امروز پس از 30 سال از پيروزي انقلاب بار ديگر روحانيوت در مقابل ازموني سترگ در سنجش ميزان نفوذ و توانايي آن براي عبور از بحران قرار گرفته.
به گفته اکثر تحليل گران حوادث بعد از انتخابات 22خرداد اولين حرکت اصلاحي در تاريخ معاصر ايران است که روحانيون نقش و جايگاهي در آن ندارند. در ميان روحانيون بجز تعداد اندکي بقيه نسبت به حوادث اخير منفعل مانده اند.روحانيت پس از بدست گرفتن قدرت و حضور در مشاغل حاکميتي به تدريج از نقش و جايگاه تاريخي خود فاصله گرفت و ارتباط آن با توده مردم قطع گرديد.
انفعال  مراجع در قبال وقايع اخير بيشتر نشانگر فاصله و از مواضع مردم و روحانيت است.
پس از بيش از صد سال از ظهور اين قدرت سياسي مي توان گفت اين نيرو بيک تجديد نظر در آرا و مباني نظري و مبارزاتي خود براي ادامه حضور به عنوان يک نيروي بالقوه سياسي نياز دارد. حوادث بعد از انتخابات زنگهاي خطر را براي روحانيون به صدا در آورده.
شايد اين رخوت و بي تحرکي فکري و سياسي ريشه در ايجاد مانع و بن بست در راه نوانديشي و روشنفکري ديني که چهره هاي چون عبد الکريم سروش محسن کديور حسن يوسفي اشکوري را بر عهده دارند دارد.
مقاومت در راه ظهور ايده هاي نو و خلاقيت بشري فرزند نامشروع تحجر تنگ نظري و جمود فکريست.
(جهان نو پرسشهاي جديد خلق ميکند و پرسشهاي جديد پاسخهاي جديد طلب ميکند)

+ نوشته شده توسط بیداد در شنبه 27 تیر1388 و ساعت 20:22 |
خط انتقال از اسياي ميانه به اروپا موسوم به نابکو در ترکيه به امضا رسيد و ايران غايب بزرگ آن نام گرفت.
غايب بزرگ قرار داد نابکو.
غايب بزرگ سران جي 20.
شايد بين لقبهاي که به ايران نسبت مي دهند هيچ نامي به اندازه غايب بزرگ شايسته ترين و در عين حال دردناک ترين برازنده ايران نيست.
لقبي براي کشوري که از ضعف ديپلماسي فعال رنج مي برد.
کشوري که درک درستي از توازن قوا در منطقه و جهان ندارد.
کشوري که از فقدان استراتژي مشخص رنج مي برد.
کشوري با اقتصاد تک محصولي و بنيادهاي سست و ناپايدار.
کشوري که تعامل با جهان را انفعال و عقب نشيني مي خواند.
کشوري که اتخاذ مواضع ماجراجويانه را قله هاي عزت و افتخار مي خواند.
کشوري که امنيت را از لوله تنفنگ مي نگرد.
کشوري که منافع ملي را فداي منافع ائيدولژيک ميکند.
کشوري که براي فرار يا جذب سرمايه گذاري خارجي اهميتي قائل نيست.
کشوري که به علت فقدان تکنولوژي قادر به بهره برداري بهينه از چاههاي نفت خود نيست و با استخراج 40 درصد از موجودي يک چاه مجبور به پلمپ آن مي شود.
کشوري که تا چند سال ديگر اگر سرمايه گذاري قابل توجهي در صنعت نفت خود جذب نکند حتي نمي تواند جوابگويي مصرف داخلي انرژي خود باشد.
کشوري که در شطرنج روسيه با حرکت اوپک گازي مات شد.
کشوري يدک کش نام پر طمطراق.
غايب بزرگ.

+ نوشته شده توسط بیداد در شنبه 27 تیر1388 و ساعت 20:19 |
امروز با پيامك در حال مناظره با يكي از دوستان(جلال) سابقا اصلاح طلب كه كم لطفي كرده و به جرگه اصولگرايان پيوسته داشتم .

و در اخر به اين نتيجه رسيدم كه ما و اين جماعت از دو خط موازي نيز بدتريم زيرا دو خط موازي در بي نهايت به هم ميرسند ولي ما هرگز به هم نميرسيم و هيچ چيز نمي تواند شكاف اصولگرايي و اصلاح طلبي را پر كند.

از دوستان اصلاح طلب انتظار دارم تلاش بيهوده جهت راهنمايي اصولگرايان نكنند.

بايد به سراغ حوزه ي بي تفاوت ها  رفت.

فردا مال ماست.

هرچند كه اگر نبود نا بخردي ها امروز نيز متعلق به ما بود.

اندكي صبر سحر نزديك است.

+ نوشته شده توسط بیداد در سه شنبه 16 تیر1388 و ساعت 20:31 |
من نمي دانم اين توهم توطئه كي ميخواهد دست از سر ما ايراني ها بردارد.

هميشه فكر ميكنيم اجماعي از مستكبران و جهانخوران يك هيئت مديره تشكيل داده و در حال برنامه ريزي براي سر نگوني ما هستند.

هميشه فكر ميكنيم اروپا و امريكا جز سرنگوني ما ديگر فكر و ذكري ندارند.

يك نگاه به خودد بكنيم ببينيم كجاي جهان ايستاده ايم .

چند درصد اقتصاد جهاني در دست ماست.

كدام بخش از صنعت جهاني بدون ما لنگ ميزند.

كدام همايش و كنگره يا نشست بين المللي بدون ما كنسل شده.

در كجايي اين معادلات جهاني به حساب مي اييم.

چه را مي خواهند از ما بگيرند.

اصلا چه داريم كه از ما بگيرند.

آن زمان كه همه چيز داشتيم يك نيشتر به ما زدند و حالا منتظرند و مارا به حال خود گذاشته اند كه خون و بعد از ان روح از كالبدمان جدا شود.

به خود بياييم قبل از آنكه دير شود.

تفكر دايي جان ناپلئوني را يك بار براي هميشه به تاريخ و به دست ايرج پزشك زاد بسپاريم.

و مسئوليت عقب مانده گي ها و عقبگرد هايي خود را به گردن بگيريم

+ نوشته شده توسط بیداد در سه شنبه 16 تیر1388 و ساعت 20:22 |
قلم - گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی منتشر شد.


به گزارش قلم نیوز، بخش دوم گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی به این شرح است:

  تقلب و تزویر در تعرفه‌ها و آراء

  • 1- به موجب ماده (26) قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، "آرایی که با تقلب و تزویر در تعرفه‌ها و آراء به دست آمده باشد" باطل و جزء آرای مأخوذه محسوب نخواهد شد. همچنین به موجب ماده (33) قانون مذکور، "تقلب و تزویر در اوراق و تعرفه یا برگ رأی یا صورت‌جلسات"، "کم و زیاد کردن آراء یا تعرفه‌ها"، "تغییر و تبدیل یا جعل و یا ربودن و یا معدوم نمودن اوراق و ا سناد انتخاباتی از قبیل تعرفه و برگ رأی "،" جابه‌جایی، دخل و تصرف و یا معدوم نمودن اسناد انتخاباتی بدون مجوز قانونی" جرم محسوب شده و "چنانچه وقوع جرایم مندرج در ماده فوق موجب گردد که جریان انتخابات در یک یا چند شعبه ثبت‌نام و اخذ رأی از مسیر قانونی خود خارج شود و در نتیجه کلی انتخابات موثر باشد. مراتب وسیله وزارت کشور به منظور طرح در شورای نگهبان به هیأت مرکزی نظارت اعلام می‌گردد"
  • 2- در فرآیند اجرای قانون انتخابات، مسئله تعرفه انتخابات از جهات گوناگون از اهمیت و حساسیت حیاتی برخوردار است. ناتوانی یا اعمال‌نظر احتمالی در این مرحله، صحت بسیاری از گام‌های قبلی و بعدی انتخابات را با شک و تردید مواجه می‌کند. تعداد تعرفه‌هایی که در هر دوره چاپ و برای انتخابات به کار گرفته می‌شود براساس تعداد افراد واجد شرایط رأی دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین می‌کنند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه، درصدی معقول اضافه می‌شود. در این دوره علیرغم اینکه مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال، جمعیت افراد واجد شرایط رأی دادن را حدود 000/200/45 نفر اعلام شده بود تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رأی با شماره سریال چاپ شده است. این تعداد تعرفه به صورت سریالی و با در نظر گرفتن کدشناسایی برای 30 استان کشور و براساس جمعیت رأی‌دهنده هر استان چاپ شده و پیشاپیش بین استان‌ها توزیع گردیده است.
  • 3- براساس اعلام مسولان ذیربط و تأیید برخی از اعضاء شورای نگهبان در تاریخ 21/3/88 یک روز قبل از انتخابات با میلیون‌ها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال در چاپخانه بانک مرکزی چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه اضافی با وجود رقم قابل توجه بیش از 59 میلیون تعرفه قبلی، آن هم بدون شماره سریال به خودی خود مورد تردیدی جدی در فرآیند برگزاری انتخابات و قابل تأمل است.

باید معلوم شود:

1/3- تعداد واقعی تعرفه‌های چاپ شده در روز 21/3/88 چقدر بوده و این تعرفه‌ها چگونه توزیع شده است؟

2/3- چاپ میلیون‌ها برگ تعرفه جدید بدون شماره سریال با اجازه آیت‌الله جنتی که نه تعداد آن مشخص است و نه محل استفاده از آنها طبق کدام اختیارات قانونی است؟

3/3- اهداف اقدام وزارت کشور در چاپ این میزان تعرفه اضافی بدون شماره سریال استانی چه بوده است؟

4/3- با توجه به عدم درج بارکد استانی روی این تعرفه‌ها، توزیع، مصرف و کنترل این برگه‌های رأی از چه قواعدی برخوردار بوده است؟

  • 4- در ارتباط با وضعیت کلی مجموع تعرفه‌های چاپ شده و مسائل مربوط بدان نیز سؤالات زیر مطرح است:

1/4- توزیع استانی و شهرستانی این تعرفه‌ها چگونه بوده و تابع چه قواعدی بوده است؟ چرا با وجود شبهات متعدد و قابل توجه، وزارت کشور گزارشی در این‌باره ارائه نمی‌دهد؟

2/4- 22 تا 32 میلیون تعرفه مازاد بر نیاز واقعی که در ا ختیار مجریان امر انتخابات قرار گرفته است و در نوع خود طی 30 سال و 29 انتخابات اخیر بی‌سابقه است با چه هدفی چاپ و توزیع شده است؟

3/4- چرا علیرغم ده‌ها میلیون مازاد تعرفه در هزاران شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور از جمله استان‌های آذربایجان شرقی، فارس، تهران و لرستان از ساعات 10 و 11 صبح کمبود تعرفه باعث متوقف شدن روند رأی‌گیری شد؟

4/4- چرا تعرفه‌های رای با سهل‌انگاری، حمل و توزیع شده است؟

5/4- آیا مجموعه نکات فوق‌الذکر شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود  تعداد بی‌شمار  آرای تقلبی در صندوق‌ها را تحکیم نمی‌کند؟ و آیا ده‌ها میلیون تعرفه مازاد و اضافی در جریان مشکوک مهندسی آراء صندوق‌های رأی‌گیری به ویژه صندوق‌های سیار و صندوق‌های سایه مورد استفاده قرار نگرفته است؟ موارد فوق‌الذکر نشان می‌دهد که در همین مرحله زمینه لازم برای مهندسی آراء فراهم شده است.

 مهر‌های اضافی

  • 1- رویه معمول در انتخابات گذشته تهیه مهرهای انتخاباتی برای شعب اخذ رأی به میزان شعب به علاوه 10٪ بوده است. 10٪ اضافی برای موارد پیش‌بینی نشده مانند شکسته شدن مهرها در شعب در نظر گرفته می‌شده است. همواره رویه این بوده است که به هر صندوق یک مهر اختصاص می‌یافته است.
  • 2- در این دوره بالغ بر 100 هزار مهر تدارک دیده شد که در هیچ دوره‌ای مسبوق به سابقه نبوده و به اندازه دو برابر تعداد صندوق‌ها به علاوه 10٪ بوده است. این اقدام فاقد وجاهت قانونی بوده و می‌توانسته زمینه‌ساز تقلبات فراوان گردد.
  • 3- وجود بیش از 50 هزار مهر انتخاباتی اضافی در کنار ده‌ها میلیون برگه رأی مازاد شائبه وجود میلیون‌ها رأی تقلبی در صندوق‌ها را تقویت می‌کند.

 اخلال و کارشکنی در زمینه حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رأی

  • 1- به موجب ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدهای ریاست جمهوری در شعب اخذ رأی نامزدها می توانند در هر یک از شعب اخذ رأی و نیز هیأتهای اجرایی شهرستانها و بخشها یک نفر نماینده داشته باشند. این نمایندگان می توانند تا پایان اخذ رأی و شمارش و تنظیم صورتجلسات حضور داشته باشند و موارد تخلف را کتباً به ناظرین شورای نگهبان و هیأتهای نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور گزارش نمایند. بر مبنای این قانون ممانعت از حضور این نمایندگان جرم محسوب می شود.
  • 2- بر خلاف نص صریح قانون، آقای کدخدایی در پاسخ به پرسشی، حضور نمایندگان نامزدها در هیأتهای اجرایی را منتفی اعلام می کند.
  • 3- بر خلاف نص صریح قانون و آیین نامه اجرایی و جدول زمانبندی انتخابات، فرمانداران و بخشداران مراکز حوزه های اصلی و فرعی انتخابات موظف بوده اند از روز 31/2/88 ضمن اعلام تشکیل هیأت های اجرایی شهرستان و بخش ها به نمایندگان نامزدها، از آنان جهت حضور در دعوت به عمل آورند که از این کار استنکاف ورزیده اند. این عملی مجرمانه است که قانونگذار برای آن مجازات در نظر گرفته است.
  • 4- بر مبنای تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدهای ریاست جمهوری در شعب اخذ رأی، فرمانداران موظفند کارت یا معرفی نامه نمایندگان مذکور را حداقل 48 ساعت قبل از روز اخذ رأی تحویل ستاد تبلیغات نامزد مربوطه در آن شهرستان نمایند. تخلف از این امر نیز جرم محسوب می شود.
  • 5- مسئولان وزارت کشور و بسیاری از فرمانداریها در اجرای قانون فوق تخلفات بسیاری را مرتکب شدند، از جمله:

§ سردرگمی در نحوه اعلام و ارسال مدارک و اطلاعات مورد نیاز برای صدور کارت یا معرفی نامه به طوری که در آخرین لحظات و با مشکلات فراوان موارد اعلام گردید. این کار می توانست مدتها قبل از آن انجام شود.

§ اعلام ثبت نام اینترنتی با دادن کلمه عبور ( پسورد ) هایی که بسیاری از آنها پاسخ نداد و ستادها ناگزیر به اصرار بر ثبت نام دستی شدند. این موضوع نیز در 48 ساعت آخر و با استمداد ستاد از دفتر مقام معظم رهبری به نتیجه رسید.

§ عدم صدور کارت برای صدها نفر از افراد معرفی شده به بهانه نقص مدارک و عدم جایگزینی آنها با افراد دیگری که معرفی شدند.

§ فرمانداران بر خلاف قانون و بنا به میل و سلیقه خود با دستکاری در فهرست معرفی شدگان، شماره شعب اخذ رأی تعیین شده برای ناظران را تغییر دادند. در این زمینه آنان حاضر به رعایت آنچه که در مذاکره رئیس کمیته صیانت از آراء با دفتر مقام معظم رهبری توافق شده بود نیز نشدند. این در حالی است که قانون صراحت دارد که نامزدها نمایندگان خود را برای هر شعبه معرفی می کنند.

§ کارتهای صادره در موارد متعددی به صورتی بوده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمی توانسته با ارائه آن عملاّ در شعب حضور یابد. به عنوان نمونه در موارد زیادی نام افراد اشتباه قید شده و یا حتی در مواردی عکس مردان به کارت زنان و یا بالعکس الصاق شده بود.

§ در موارد زیادی شماره صندوقهایی که ناظر برای آن معرفی شده بود با شماره صندوقی که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفی شده توسط مسئولان صندوق پذیرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است.

§ در موارد متعددی کارتهای ناظرین معرفی شده از طرف یک نامزد برای نامزد دیگری ارسال گردیده و به علت ضیق وقت امکان رفع این اشتباه و جابجایی وجود نداشته است.

§ اقدام فوق موجب شد که مثلاً در تهران نمایندگان ستاد آقای مهندس موسوی در حدود 50 درصد از شعب نتوانند حضور یابند و بسیاری دیگر نیز به دلیل ناآشنایی با محل و یا دوری راه با تأخیر زیاد در شعب حضور یافتند. بدین ترتیب امکان حصول اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از شروع رأی گیری فراهم نشد.

§ از بین ناظرین حاضر شده در شعب اخذ رأی نیز در موارد متعددی، بر خلاف نص صریح قانون و مجازاتهای در نظر گرفته شده برای متخلفان از آن، نمایندگان نامزدها از شعب اخذ رأی اخراج شده اند و یا اجازه اعمال وظایف نظارتی خود را نیافته اند.

  • 6- با قطع سیستم پیامک به عنوان وسیله اصلی ارتباطی نمایندگان با کمیته صیانت از بامداد روز رأی گیری و قطع تلفنهای ثابت کمیته صیانت در اواخر زمان رأی گیری و هنگام اوج کاری کمیته مذکور اختلال جدی در کار نظارت ایجاد نمودند.

 کمبود تعرفه

  • 1- هزاران شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور از جمله استان‌های آذربایجان شرقی، فارس، تهران و لرستان از ساعت 10 و 11 صبح دچار کمبود تعرفه اخذ رأی شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رأی‌گیری در آنها گردید.
  • 2- با توجه به میلیونها تعرفه مازاد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه‌های انتخاباتی به چشم می‌خورد کاملا ابهام‌برانگیز بود؛ به ویژه که این کمبود تعرفه بیشتر در شهرهای بزرگ و شهرهایی مانند تبریز، شیراز، مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران دیده می‌شد. امری که برای اولین بار در 30 سال گذشته مشاهده شد و مناطقی که طبعا میزان بالای آراء در آنها قابل پیش‌بینی بود و مشکل و مانعی برای رساندن تعرفه نیز وجود نداشت.
  • 3- در مورد کمبود تعرفه نیز سوالات و ابهامات متعددی مطرح است:

1/3- چه توضیحی برای این امر قابل ارائه است که در ساعات اولیه شروع رأی‌گیری یعنی ساعات 10 و 11 کمبود تعرفه اعلام شود و تا ظهر، رأی‌گیری در صدها شعبه متوقف گردد؛ در حالی که در هر ساعت با خوشبینانه‌ترین وضعیت برای هر صندوق فقط یک صد نفر  امکان رأی دادن دارند، آیا به این شعب فقط 200 الی 300 تعرفه داده شده بود یا برگه‌های رأی پیش از شروع رأی‌گیری به نام کسی نوشته و در صندوق‌ها ریخته شده بود؟

2/3- آیا کمبود تعرفه و تعلل در رساندن تعرفه‌ها در بخشی از شعب از سر نگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای مأخوذه از مرز 100 درصد افراد واجد شرایط نبود؟ امری که در ده‌ها حوزه عملاً اتفاق افتاد؟

3/3- آیا کمبود تعرفه به طور مهندسی شده و جهت‌دار متوجه حوزه‌هایی نبود که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رئیس‌جمهور کنونی بسیار بالا بود؟

4/3- آیا این نحوه مدیریت، مصداق بارز سوء‌استفاده از موقعیت در جهت منافع شخصی و گروهی و تصرف غیرقانونی در انتخابات به نفع کاندیدای خاص و همچنین مصداقی از تقلب و تزویر در اوراق تعرفه (بند 2 ماده 33 قانون) و اخلال در امر انتخابات (بند 7 ماده 33 قانون) که صراحتا جرم محسوب شده‌اند نیست؟

 تخلفات در جریان رأی‌گیری

علیرغم محدودیت‌های گسترده برای حضور نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رأی ثابت و سیار و جلوگیری از نظارت مؤثر ایشان در جریان رأی‌گیری و قطع ارتباطات و جلوگیری غیرقانونی از ارائه گزارش‌های وضعیت صندوق‌ها و مستندات تخلفات، صدها گزارش در موارد ذیل که مصادیق بروز تخلفات موضوع مواد 19، 24، 25، 26، 29 و 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران می‌باشد واصل شده است:

  • 1- تبلیغ برای آقای احمدی‌نژاد و توصیه به انتخاب ایشان از طرف اعضای شعبه، ناظران شورای نگهبان و سایر افراد در محل شعب. این موضوع علاوه بر اینکه خود تخلف بوده و منجر به تأثیرگذاری بر آراء شده است نشانه‌ای بر گرایش مجریان و ناظران و احتمال تخلف از سوی آنها در دیگر مراحل رأی‌گیری می‌باشد.
  • 2- عدم حصول اطمینان از خالی بودن صندوق‌ها قبل از لاک و مهر یا لاک و مهر نداشتن صندوق‌ها. این تخلف یکی از گلوگاه‌های مهم جریان رأی‌گیری است که می‌تواند منشأ تقلب گسترده باشد. هیچ اطمینانی وجود ندارد که صندوق‌ها قبل از لاک و مهر شدن، با آراء مورد نیاز و مهندسی شده از قبل پر نشده باشد. نمایندگانی که پس از عبور از هفت خوان اخلال‌ها، بسیاری از آنها امکان حضور قبل از زمان شروع رأی‌گیری را نیافته بودند و نمایندگانی که غالباً با اصرار و تأکید غیرقانونی «راه ندادن» یا «اخراج» مواجه گردیدند چگونه می‌توانستند در مورد خالی بودن صندوق‌ها قبل از شروع رأی‌گیری اطمینان یابند.
  • 3- رأی‌گیری مکرر، دادن چند برگه رأی به افراد خاص، مهر نکردن شناسنامه، اخذ رأی بدون شناسنامه، اخذ رأی با کارت ملی و . . .
  • 4- رأی‌گیری با شناسنامه غیر یا مجعول.
  • 5- تهدید و ارعاب در شعب اخذ رأی یا اطراف آن توسط عوامل نظامی یا تحت فرمان آنها و القاء بروز مشکل در صورت عدم‌ پیروزی آقای احمدی‌نژاد.
  • 6- خرید و فروش شناسنامه و رأی.
  • 7- تغییر مکان، تغییر شماه یا شکسته شدن پلمپ صندوق‌ها.
  • 8- گم شدن یا خارج شدن تعرفه‌ها، خروج دسته‌های برگه رأی از شعب، پیدا شدن ته برگ‌بهای تعرفه نوشته شده با سریالی مشخص خارج از صندوق‌ها.
  • 9- مهر نداشتن برگه رأی، گم شدن مهر انتخاباتی یا خروج آن از شعبه.
  • 10- رأی‌نویسی خارج از صندوق یا نوشتن رأی برای دیگران
  • 11- اخذ رأی از غیرواجدان شرایط از جمله افراد زیر 18 سال
  • 12- عدم پاکسازی شعب از مواد تبلیغی آقای احمدی‌نژاد
  • 13- تقلب در شمارش آراء از جمله در تغییر کد 4 به 44
  • 14- اخراج نماینده آقای موسوی در بسیاری از شعب قبل از شمارش یا پلمپ صندوق و در نتیجه تقویت شائبه خواندن آراء دیگر کاندیدایا به نفع نامزد دولت
  • 15- عدم‌نظارت بر تنظیم صورتجلسات شعب اخذ رأی و تطبیق دقیق آراء شمارش شده با صورتجلسه تنظیمی

 وضعیت‌های صندوق‌های سیار

  • 1- مدتی پیش از انتخابات مشخص شد که وزارت کشور 14 هزار صندوق سیار در نظر گرفته است یعنی چیزی حدود یک سوم کل صندوق‌ها. این امر نشانگر عزمی برای تقلب وسیع بود چرا که تخلف و تقلب در صندوق‌های سیار به دلیل جابجایی مکرر و کنترل کمتر بسیار سهل‌تر و گسترده‌تر است. کمیته صیانت از آراء آقای موسوی شدیدا به این مسئله اعتراض کرد، اما مورد توجه دست‌اندرکاران انتخابات و دستگاه‌ نظارتی قرار نگرفت.
  • 2- طبق ماده قانون انتخابات ریاست‌جمهوری تخصیص شعب سیار، صرفا برای مناطق صعب‌العبور کوهستانی و نقاط دور دست و اماکن شبانه‌روزی نظیر بیمارستان‌ها و زندان‌هاست که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست؛ لیکن دیده شد که صندوق‌های سیار در میادین و خیابان‌های اصلی شهرها و در نقاطی به کار گرفته شد که صندوق‌های ثابت در نزدیکی آنها مستقر بود.
  • 3- این اقدام غیرقانونی در شرایطی صورت پذیرفته که برخلاف نص صریح متن ماده واحده قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت و سیار، اغلب نماینده‌های نامزدها در صندوق‌های سیار همراه نبودند، و ناظرین معرفی شده با عدم‌پذیرش از طرف فرمانداری‌ها یا عدم‌امکان همراهی با صندوق‌های سیار در زمان جابجایی مواجه شده‌اند.
  • 4- نتایج آراء صندوق‌ها که از طرف وزارت کشور اعلام شده است نیز نشان می‌دهد که علی‌رغم مهندسی‌آراء در همه صندوق‌ها اعم از ثابت و سیار، وضعیت صندوق‌های سیار تفاوت قابل ملاحظه و معنی‌داری به نفع آقای احمدی‌نژاد را نمایان می‌سازد و به عبارتی حجم تخلفات و تقلب در صندوق‌های سیار به مراتب بیشتر از صندوق‌های ثابت بوده است.
  • 5- گم شدن مقداری از صندوق‌های سیار و پیدا شدن آنها پس از چند ساعت بعضاً در محلی که نباید باشند، توجه به آرای واریز شده به صندوق‌های مذکور و ترکیب جمعیتی مسیر حرکت آنها و مقایسه با دوره‌های قبل می‌تواند واقعیات رخ داده در مورد بسیاری از آنها را روشن نماید.

ادامه دارد ....

+ نوشته شده توسط بیداد در سه شنبه 16 تیر1388 و ساعت 20:2 |
قلم - گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی منتشر شد.


به گزارش قلم نیوز، بخش دوم گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی به این شرح است:

  تقلب و تزویر در تعرفه‌ها و آراء

  • 1- به موجب ماده (26) قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، "آرایی که با تقلب و تزویر در تعرفه‌ها و آراء به دست آمده باشد" باطل و جزء آرای مأخوذه محسوب نخواهد شد. همچنین به موجب ماده (33) قانون مذکور، "تقلب و تزویر در اوراق و تعرفه یا برگ رأی یا صورت‌جلسات"، "کم و زیاد کردن آراء یا تعرفه‌ها"، "تغییر و تبدیل یا جعل و یا ربودن و یا معدوم نمودن اوراق و ا سناد انتخاباتی از قبیل تعرفه و برگ رأی "،" جابه‌جایی، دخل و تصرف و یا معدوم نمودن اسناد انتخاباتی بدون مجوز قانونی" جرم محسوب شده و "چنانچه وقوع جرایم مندرج در ماده فوق موجب گردد که جریان انتخابات در یک یا چند شعبه ثبت‌نام و اخذ رأی از مسیر قانونی خود خارج شود و در نتیجه کلی انتخابات موثر باشد. مراتب وسیله وزارت کشور به منظور طرح در شورای نگهبان به هیأت مرکزی نظارت اعلام می‌گردد"
  • 2- در فرآیند اجرای قانون انتخابات، مسئله تعرفه انتخابات از جهات گوناگون از اهمیت و حساسیت حیاتی برخوردار است. ناتوانی یا اعمال‌نظر احتمالی در این مرحله، صحت بسیاری از گام‌های قبلی و بعدی انتخابات را با شک و تردید مواجه می‌کند. تعداد تعرفه‌هایی که در هر دوره چاپ و برای انتخابات به کار گرفته می‌شود براساس تعداد افراد واجد شرایط رأی دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین می‌کنند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه، درصدی معقول اضافه می‌شود. در این دوره علیرغم اینکه مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال، جمعیت افراد واجد شرایط رأی دادن را حدود 000/200/45 نفر اعلام شده بود تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رأی با شماره سریال چاپ شده است. این تعداد تعرفه به صورت سریالی و با در نظر گرفتن کدشناسایی برای 30 استان کشور و براساس جمعیت رأی‌دهنده هر استان چاپ شده و پیشاپیش بین استان‌ها توزیع گردیده است.
  • 3- براساس اعلام مسولان ذیربط و تأیید برخی از اعضاء شورای نگهبان در تاریخ 21/3/88 یک روز قبل از انتخابات با میلیون‌ها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال در چاپخانه بانک مرکزی چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه اضافی با وجود رقم قابل توجه بیش از 59 میلیون تعرفه قبلی، آن هم بدون شماره سریال به خودی خود مورد تردیدی جدی در فرآیند برگزاری انتخابات و قابل تأمل است.

باید معلوم شود:

1/3- تعداد واقعی تعرفه‌های چاپ شده در روز 21/3/88 چقدر بوده و این تعرفه‌ها چگونه توزیع شده است؟

2/3- چاپ میلیون‌ها برگ تعرفه جدید بدون شماره سریال با اجازه آیت‌الله جنتی که نه تعداد آن مشخص است و نه محل استفاده از آنها طبق کدام اختیارات قانونی است؟

3/3- اهداف اقدام وزارت کشور در چاپ این میزان تعرفه اضافی بدون شماره سریال استانی چه بوده است؟

4/3- با توجه به عدم درج بارکد استانی روی این تعرفه‌ها، توزیع، مصرف و کنترل این برگه‌های رأی از چه قواعدی برخوردار بوده است؟

  • 4- در ارتباط با وضعیت کلی مجموع تعرفه‌های چاپ شده و مسائل مربوط بدان نیز سؤالات زیر مطرح است:

1/4- توزیع استانی و شهرستانی این تعرفه‌ها چگونه بوده و تابع چه قواعدی بوده است؟ چرا با وجود شبهات متعدد و قابل توجه، وزارت کشور گزارشی در این‌باره ارائه نمی‌دهد؟

2/4- 22 تا 32 میلیون تعرفه مازاد بر نیاز واقعی که در ا ختیار مجریان امر انتخابات قرار گرفته است و در نوع خود طی 30 سال و 29 انتخابات اخیر بی‌سابقه است با چه هدفی چاپ و توزیع شده است؟

3/4- چرا علیرغم ده‌ها میلیون مازاد تعرفه در هزاران شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور از جمله استان‌های آذربایجان شرقی، فارس، تهران و لرستان از ساعات 10 و 11 صبح کمبود تعرفه باعث متوقف شدن روند رأی‌گیری شد؟

4/4- چرا تعرفه‌های رای با سهل‌انگاری، حمل و توزیع شده است؟

5/4- آیا مجموعه نکات فوق‌الذکر شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود  تعداد بی‌شمار  آرای تقلبی در صندوق‌ها را تحکیم نمی‌کند؟ و آیا ده‌ها میلیون تعرفه مازاد و اضافی در جریان مشکوک مهندسی آراء صندوق‌های رأی‌گیری به ویژه صندوق‌های سیار و صندوق‌های سایه مورد استفاده قرار نگرفته است؟ موارد فوق‌الذکر نشان می‌دهد که در همین مرحله زمینه لازم برای مهندسی آراء فراهم شده است.

 مهر‌های اضافی

  • 1- رویه معمول در انتخابات گذشته تهیه مهرهای انتخاباتی برای شعب اخذ رأی به میزان شعب به علاوه 10٪ بوده است. 10٪ اضافی برای موارد پیش‌بینی نشده مانند شکسته شدن مهرها در شعب در نظر گرفته می‌شده است. همواره رویه این بوده است که به هر صندوق یک مهر اختصاص می‌یافته است.
  • 2- در این دوره بالغ بر 100 هزار مهر تدارک دیده شد که در هیچ دوره‌ای مسبوق به سابقه نبوده و به اندازه دو برابر تعداد صندوق‌ها به علاوه 10٪ بوده است. این اقدام فاقد وجاهت قانونی بوده و می‌توانسته زمینه‌ساز تقلبات فراوان گردد.
  • 3- وجود بیش از 50 هزار مهر انتخاباتی اضافی در کنار ده‌ها میلیون برگه رأی مازاد شائبه وجود میلیون‌ها رأی تقلبی در صندوق‌ها را تقویت می‌کند.

 اخلال و کارشکنی در زمینه حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رأی

  • 1- به موجب ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدهای ریاست جمهوری در شعب اخذ رأی نامزدها می توانند در هر یک از شعب اخذ رأی و نیز هیأتهای اجرایی شهرستانها و بخشها یک نفر نماینده داشته باشند. این نمایندگان می توانند تا پایان اخذ رأی و شمارش و تنظیم صورتجلسات حضور داشته باشند و موارد تخلف را کتباً به ناظرین شورای نگهبان و هیأتهای نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور گزارش نمایند. بر مبنای این قانون ممانعت از حضور این نمایندگان جرم محسوب می شود.
  • 2- بر خلاف نص صریح قانون، آقای کدخدایی در پاسخ به پرسشی، حضور نمایندگان نامزدها در هیأتهای اجرایی را منتفی اعلام می کند.
  • 3- بر خلاف نص صریح قانون و آیین نامه اجرایی و جدول زمانبندی انتخابات، فرمانداران و بخشداران مراکز حوزه های اصلی و فرعی انتخابات موظف بوده اند از روز 31/2/88 ضمن اعلام تشکیل هیأت های اجرایی شهرستان و بخش ها به نمایندگان نامزدها، از آنان جهت حضور در دعوت به عمل آورند که از این کار استنکاف ورزیده اند. این عملی مجرمانه است که قانونگذار برای آن مجازات در نظر گرفته است.
  • 4- بر مبنای تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدهای ریاست جمهوری در شعب اخذ رأی، فرمانداران موظفند کارت یا معرفی نامه نمایندگان مذکور را حداقل 48 ساعت قبل از روز اخذ رأی تحویل ستاد تبلیغات نامزد مربوطه در آن شهرستان نمایند. تخلف از این امر نیز جرم محسوب می شود.
  • 5- مسئولان وزارت کشور و بسیاری از فرمانداریها در اجرای قانون فوق تخلفات بسیاری را مرتکب شدند، از جمله:

§ سردرگمی در نحوه اعلام و ارسال مدارک و اطلاعات مورد نیاز برای صدور کارت یا معرفی نامه به طوری که در آخرین لحظات و با مشکلات فراوان موارد اعلام گردید. این کار می توانست مدتها قبل از آن انجام شود.

§ اعلام ثبت نام اینترنتی با دادن کلمه عبور ( پسورد ) هایی که بسیاری از آنها پاسخ نداد و ستادها ناگزیر به اصرار بر ثبت نام دستی شدند. این موضوع نیز در 48 ساعت آخر و با استمداد ستاد از دفتر مقام معظم رهبری به نتیجه رسید.

§ عدم صدور کارت برای صدها نفر از افراد معرفی شده به بهانه نقص مدارک و عدم جایگزینی آنها با افراد دیگری که معرفی شدند.

§ فرمانداران بر خلاف قانون و بنا به میل و سلیقه خود با دستکاری در فهرست معرفی شدگان، شماره شعب اخذ رأی تعیین شده برای ناظران را تغییر دادند. در این زمینه آنان حاضر به رعایت آنچه که در مذاکره رئیس کمیته صیانت از آراء با دفتر مقام معظم رهبری توافق شده بود نیز نشدند. این در حالی است که قانون صراحت دارد که نامزدها نمایندگان خود را برای هر شعبه معرفی می کنند.

§ کارتهای صادره در موارد متعددی به صورتی بوده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمی توانسته با ارائه آن عملاّ در شعب حضور یابد. به عنوان نمونه در موارد زیادی نام افراد اشتباه قید شده و یا حتی در مواردی عکس مردان به کارت زنان و یا بالعکس الصاق شده بود.

§ در موارد زیادی شماره صندوقهایی که ناظر برای آن معرفی شده بود با شماره صندوقی که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفی شده توسط مسئولان صندوق پذیرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است.

§ در موارد متعددی کارتهای ناظرین معرفی شده از طرف یک نامزد برای نامزد دیگری ارسال گردیده و به علت ضیق وقت امکان رفع این اشتباه و جابجایی وجود نداشته است.

§ اقدام فوق موجب شد که مثلاً در تهران نمایندگان ستاد آقای مهندس موسوی در حدود 50 درصد از شعب نتوانند حضور یابند و بسیاری دیگر نیز به دلیل ناآشنایی با محل و یا دوری راه با تأخیر زیاد در شعب حضور یافتند. بدین ترتیب امکان حصول اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از شروع رأی گیری فراهم نشد.

§ از بین ناظرین حاضر شده در شعب اخذ رأی نیز در موارد متعددی، بر خلاف نص صریح قانون و مجازاتهای در نظر گرفته شده برای متخلفان از آن، نمایندگان نامزدها از شعب اخذ رأی اخراج شده اند و یا اجازه اعمال وظایف نظارتی خود را نیافته اند.

  • 6- با قطع سیستم پیامک به عنوان وسیله اصلی ارتباطی نمایندگان با کمیته صیانت از بامداد روز رأی گیری و قطع تلفنهای ثابت کمیته صیانت در اواخر زمان رأی گیری و هنگام اوج کاری کمیته مذکور اختلال جدی در کار نظارت ایجاد نمودند.

 کمبود تعرفه

  • 1- هزاران شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور از جمله استان‌های آذربایجان شرقی، فارس، تهران و لرستان از ساعت 10 و 11 صبح دچار کمبود تعرفه اخذ رأی شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رأی‌گیری در آنها گردید.
  • 2- با توجه به میلیونها تعرفه مازاد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه‌های انتخاباتی به چشم می‌خورد کاملا ابهام‌برانگیز بود؛ به ویژه که این کمبود تعرفه بیشتر در شهرهای بزرگ و شهرهایی مانند تبریز، شیراز، مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران دیده می‌شد. امری که برای اولین بار در 30 سال گذشته مشاهده شد و مناطقی که طبعا میزان بالای آراء در آنها قابل پیش‌بینی بود و مشکل و مانعی برای رساندن تعرفه نیز وجود نداشت.
  • 3- در مورد کمبود تعرفه نیز سوالات و ابهامات متعددی مطرح است:

1/3- چه توضیحی برای این امر قابل ارائه است که در ساعات اولیه شروع رأی‌گیری یعنی ساعات 10 و 11 کمبود تعرفه اعلام شود و تا ظهر، رأی‌گیری در صدها شعبه متوقف گردد؛ در حالی که در هر ساعت با خوشبینانه‌ترین وضعیت برای هر صندوق فقط یک صد نفر  امکان رأی دادن دارند، آیا به این شعب فقط 200 الی 300 تعرفه داده شده بود یا برگه‌های رأی پیش از شروع رأی‌گیری به نام کسی نوشته و در صندوق‌ها ریخته شده بود؟

2/3- آیا کمبود تعرفه و تعلل در رساندن تعرفه‌ها در بخشی از شعب از سر نگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای مأخوذه از مرز 100 درصد افراد واجد شرایط نبود؟ امری که در ده‌ها حوزه عملاً اتفاق افتاد؟

3/3- آیا کمبود تعرفه به طور مهندسی شده و جهت‌دار متوجه حوزه‌هایی نبود که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رئیس‌جمهور کنونی بسیار بالا بود؟

4/3- آیا این نحوه مدیریت، مصداق بارز سوء‌استفاده از موقعیت در جهت منافع شخصی و گروهی و تصرف غیرقانونی در انتخابات به نفع کاندیدای خاص و همچنین مصداقی از تقلب و تزویر در اوراق تعرفه (بند 2 ماده 33 قانون) و اخلال در امر انتخابات (بند 7 ماده 33 قانون) که صراحتا جرم محسوب شده‌اند نیست؟

 تخلفات در جریان رأی‌گیری

علیرغم محدودیت‌های گسترده برای حضور نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رأی ثابت و سیار و جلوگیری از نظارت مؤثر ایشان در جریان رأی‌گیری و قطع ارتباطات و جلوگیری غیرقانونی از ارائه گزارش‌های وضعیت صندوق‌ها و مستندات تخلفات، صدها گزارش در موارد ذیل که مصادیق بروز تخلفات موضوع مواد 19، 24، 25، 26، 29 و 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران می‌باشد واصل شده است:

  • 1- تبلیغ برای آقای احمدی‌نژاد و توصیه به انتخاب ایشان از طرف اعضای شعبه، ناظران شورای نگهبان و سایر افراد در محل شعب. این موضوع علاوه بر اینکه خود تخلف بوده و منجر به تأثیرگذاری بر آراء شده است نشانه‌ای بر گرایش مجریان و ناظران و احتمال تخلف از سوی آنها در دیگر مراحل رأی‌گیری می‌باشد.
  • 2- عدم حصول اطمینان از خالی بودن صندوق‌ها قبل از لاک و مهر یا لاک و مهر نداشتن صندوق‌ها. این تخلف یکی از گلوگاه‌های مهم جریان رأی‌گیری است که می‌تواند منشأ تقلب گسترده باشد. هیچ اطمینانی وجود ندارد که صندوق‌ها قبل از لاک و مهر شدن، با آراء مورد نیاز و مهندسی شده از قبل پر نشده باشد. نمایندگانی که پس از عبور از هفت خوان اخلال‌ها، بسیاری از آنها امکان حضور قبل از زمان شروع رأی‌گیری را نیافته بودند و نمایندگانی که غالباً با اصرار و تأکید غیرقانونی «راه ندادن» یا «اخراج» مواجه گردیدند چگونه می‌توانستند در مورد خالی بودن صندوق‌ها قبل از شروع رأی‌گیری اطمینان یابند.
  • 3- رأی‌گیری مکرر، دادن چند برگه رأی به افراد خاص، مهر نکردن شناسنامه، اخذ رأی بدون شناسنامه، اخذ رأی با کارت ملی و . . .
  • 4- رأی‌گیری با شناسنامه غیر یا مجعول.
  • 5- تهدید و ارعاب در شعب اخذ رأی یا اطراف آن توسط عوامل نظامی یا تحت فرمان آنها و القاء بروز مشکل در صورت عدم‌ پیروزی آقای احمدی‌نژاد.
  • 6- خرید و فروش شناسنامه و رأی.
  • 7- تغییر مکان، تغییر شماه یا شکسته شدن پلمپ صندوق‌ها.
  • 8- گم شدن یا خارج شدن تعرفه‌ها، خروج دسته‌های برگه رأی از شعب، پیدا شدن ته برگ‌بهای تعرفه نوشته شده با سریالی مشخص خارج از صندوق‌ها.
  • 9- مهر نداشتن برگه رأی، گم شدن مهر انتخاباتی یا خروج آن از شعبه.
  • 10- رأی‌نویسی خارج از صندوق یا نوشتن رأی برای دیگران
  • 11- اخذ رأی از غیرواجدان شرایط از جمله افراد زیر 18 سال
  • 12- عدم پاکسازی شعب از مواد تبلیغی آقای احمدی‌نژاد
  • 13- تقلب در شمارش آراء از جمله در تغییر کد 4 به 44
  • 14- اخراج نماینده آقای موسوی در بسیاری از شعب قبل از شمارش یا پلمپ صندوق و در نتیجه تقویت شائبه خواندن آراء دیگر کاندیدایا به نفع نامزد دولت
  • 15- عدم‌نظارت بر تنظیم صورتجلسات شعب اخذ رأی و تطبیق دقیق آراء شمارش شده با صورتجلسه تنظیمی

 وضعیت‌های صندوق‌های سیار

  • 1- مدتی پیش از انتخابات مشخص شد که وزارت کشور 14 هزار صندوق سیار در نظر گرفته است یعنی چیزی حدود یک سوم کل صندوق‌ها. این امر نشانگر عزمی برای تقلب وسیع بود چرا که تخلف و تقلب در صندوق‌های سیار به دلیل جابجایی مکرر و کنترل کمتر بسیار سهل‌تر و گسترده‌تر است. کمیته صیانت از آراء آقای موسوی شدیدا به این مسئله اعتراض کرد، اما مورد توجه دست‌اندرکاران انتخابات و دستگاه‌ نظارتی قرار نگرفت.
  • 2- طبق ماده قانون انتخابات ریاست‌جمهوری تخصیص شعب سیار، صرفا برای مناطق صعب‌العبور کوهستانی و نقاط دور دست و اماکن شبانه‌روزی نظیر بیمارستان‌ها و زندان‌هاست که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست؛ لیکن دیده شد که صندوق‌های سیار در میادین و خیابان‌های اصلی شهرها و در نقاطی به کار گرفته شد که صندوق‌های ثابت در نزدیکی آنها مستقر بود.
  • 3- این اقدام غیرقانونی در شرایطی صورت پذیرفته که برخلاف نص صریح متن ماده واحده قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت و سیار، اغلب نماینده‌های نامزدها در صندوق‌های سیار همراه نبودند، و ناظرین معرفی شده با عدم‌پذیرش از طرف فرمانداری‌ها یا عدم‌امکان همراهی با صندوق‌های سیار در زمان جابجایی مواجه شده‌اند.
  • 4- نتایج آراء صندوق‌ها که از طرف وزارت کشور اعلام شده است نیز نشان می‌دهد که علی‌رغم مهندسی‌آراء در همه صندوق‌ها اعم از ثابت و سیار، وضعیت صندوق‌های سیار تفاوت قابل ملاحظه و معنی‌داری به نفع آقای احمدی‌نژاد را نمایان می‌سازد و به عبارتی حجم تخلفات و تقلب در صندوق‌های سیار به مراتب بیشتر از صندوق‌های ثابت بوده است.
  • 5- گم شدن مقداری از صندوق‌های سیار و پیدا شدن آنها پس از چند ساعت بعضاً در محلی که نباید باشند، توجه به آرای واریز شده به صندوق‌های مذکور و ترکیب جمعیتی مسیر حرکت آنها و مقایسه با دوره‌های قبل می‌تواند واقعیات رخ داده در مورد بسیاری از آنها را روشن نماید.

ادامه دارد ....

+ نوشته شده توسط بیداد در سه شنبه 16 تیر1388 و ساعت 19:45 |
تقديم به دوست راديكالم جلال

بازگشت

ما اجنبي ز قاعده ي کار عالمييم
ايران سرزمين تضادها و تناقضهاي بزرگ است.
چرا ما جماعت ايراني هميشه در حال آزمون و خطائيم. چرا هميشه در پي نفي و کوچک شمردن  دستاوردهاي ديگرانيم. چرا هميشه اثبات خود را در نفي ديگران جستجو ميکنيم. چرا از تضارب آرا و انديشه در  هراسيم . چرا از اينکه دموکراسي را واردات غرب بدانيم وحشت داريم. چرا علوم انساني حاضر را دستاورد و واردات غرب ميخوانيم.
ما مردمان سخنان نسنجيده حرکات احساسي و تصميميات خلق الساعه کوره راههاي بي بازگشت و پلهاي پشت سر در هم شکسته ايم.
بايد بازگشت به خرد ورزي به تعقل تا دير نشده بايد بازگشت.
بايد بازگشت به تعامل تعامل با جهان تا فرصت هست بايد بازگشت.
بايد بازگشت به گفتگو گفتگو ميان تمدنها و فرهنگ ها. تا زمان باقيست بايد بازگشت.
بايد بازگشت به احترام احترام به تضارب آرا و انديشه.
بايد بازگشت به پاسداشت پاسداشت و گرامي داشت صاحبان انديشه و تفکر.
بايد بازگشت به تسليم تسليم به حاکمييت مردم تسليم به حقوق شهروندي.
بايد بازگشت به فصل الخطاب بودن فصل الخطاب بودن مردم
بايد بازگشت به نهاد هاي عقل جمعي و گريز از تصميميات خلق الساعه و انفرادي.
بايد بازگشت به تحمل تحمل شنيدن صداي منتقد و مخالف.
بايد بازگشت به تجدد تجدد است که جامعه را از پرتگاه هاي خطرناک تحجر و جزمييت دور نگه ميدارد.
بايد بازگشت به مدرنيسم عقلاي جهان مدرن معترفند که مدرنيته دولتي راه به دولت مدرن نمي برد.
بايد بازگشت به سعه صدر و گذشت تنگ نظري و نداشتن سعه صدر است که از دايره ي معتقدان ميکاهد به طيف منتقدان مي افزايد از جمع منتقدان ميکاهد به شمار بي تفاوتها مي افزايد از شمار بي تفاوتها مي کاهد و به گروه مخالفان مي افزايد.
آري بايد بازگشت تا فرصت باقيست بايد بازگشت.
از تهديد نبايد هراسيد  دور انديشي حزم و برد باريست که تهديد را به فرصت تبديل مي کند.
 يک بار درآستانه انقلاب صنعتي مديران کشور با بي تدبيري و غفلت کشور را تا سالها به به ورطه جهل و بي خبري انداختند. امير کبير و ميجي اصلاحاتشان را با هم در ايران و ژاپن شروع کردند. در ژاپن ميجي ماند و ژاپن را که از نظر فرهنگ و تمدن و منابع داخلي هيچ برتري بر ايران نداشت را به يک ابر قدرت در صحنه جهاني تبديل کرد. ولي در ايران تنگ نظران با حذف امير کبير ملتي با هوش و با فرهنگ و با انبوهي از منابع داخلي را به زائده نظام جهاني تبديل کرد .
اکنون ملت ايران در هزاره سوم فرصتي ديگر براي بقا خلق کرده.
با تنگ نظري  اين فرصت را به تهديد تبديل نکنيم.
+ نوشته شده توسط بیداد در یکشنبه 14 تیر1388 و ساعت 18:12 |
به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز

همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد. 

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.  

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

 امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم. 

                                                                                                میر حسین موسوی

                                                                                                    10/4/88

+ نوشته شده توسط بیداد در پنجشنبه 11 تیر1388 و ساعت 21:12 |
                                                      کاغذ پاره
خيلي سخت گذشت. مثل سالها بل قرنهاي متمادي.
هزار بار به خودم گفتم دارم خواب ميبينم.
گفتم بيدار که شدم ميبينم که...
ولي نه خواب نيستم بيدار و هشيارم و متاسفانه بدترين بيداري و هشياري عمرم
وقتي به گذشته نگاه ميکنم از خودم متنفر ميشوم. متنفر که چرا راي دادم و چرا ديگران را ترغيب به راي دادن کردم.
از ان همه شور و شوق بيحاصل متنفرم
بيزارم از ان همه خود فريبي. از اينکه باور داشتم راي من و ميليونها امثال من کار ساز است و(ميزان).
فراموش کردم اينجا همه چيز فله ايست:
 تعطيلي مطبوعات فله اي بازداشتها فله اي راي باد اورده فله اي.
فراموش کردم همه چيز اينجا کاغذ پاره است:
قعطنامه شوراي امنيت کاغذ پاره مدرک دکترا کاغذ.
ولي هرگز گمان نميکردم راي ملت هم کاغذ پاره شود.
+ نوشته شده توسط بیداد در پنجشنبه 11 تیر1388 و ساعت 17:59 |
پله ي اول
کسي فکر نمي کرد روزي اينقدر سير قهقرايي کنيم روزي اينقدر به عقب برگرديم.
ما هم شده ايم مثل معروف لنين در باره منشويک ها و روش وسلوکمان يک گام به پيش دو گام به پس.
باورمان شده بود بعد از اين همه گفتمان هاي علمي و آکادميک اين تفکر را نهادينه کرده ايم که آزموده را آزمودن خطاست.
ايمان داشته ايم که بيابانها و کوره راههاي تحجر و تنگ نظري را پيموده و چشم  به افق هاي روشن سپهر تجدد و مدرنسيم افکنده ايم.
گمان نمي کرديم دوباره يک روز بايد سر اين بحث کنيم که با يک تفکر خاص نمي توان کشور را اداره کرد.
گمان نمي کرديم دوباره يک روز بايد سر اين بحث کنيم که با تفکر خشک و قشري گرايي راه به جايي نمي بريم.
گمان نمي کرديم دوباره يک روز بايد سر اين بحث کنيم که يکي از شوط و الزامات توسعه گردش ازاد آطلاعات است.
گمان نمي کرديم دوباره يک روز بايد سر اين بحث کنيم که سلب آزادي نشانه ضعف حاکميت است نه اقتدار ان.
گمان نمي کرديم دوباره يک روز بايد سر اين بحث کنيم که طرد و منزوي کردن منتقدان و دلسوزان است که چاپلوسان و متملقان اين افتان هر حاکميت سياسي را به مشورت مي نشاند.
گمان نمي کرديم دوباره يک روز بايد سر اين بحث کنيم که حذف يا تحميل هزينه هاي سنگين بر منتقدان در واقع نابود کردن اندامهاي حسي يک حاکميت است.
صدها و صدها عقب گرد و بليه اي که هرگز به مخيله هيچ کس خطور نمي کرد که بدان دچار شويم.
آري بازگشتيم سر پله ي اول.
و در پايان چه زيباست جمله ي عبد ا... نوري در مقدمه کتاب شوکران اصلاح که ميگويد:
( دفاعيات خو را شوکران اصلاح ناميدم تا حکايتگر آرزو و آرماني باشد.اميد آن که در جمهوري اسلامي نقد مصلحانه و اصلاح طلبانه به مثابه شوکراني خير خواهان جامعه را با هزينه هاي سنگين  و يا حذف مواجه نسازد.
اصلاح طلبي در عرصه اقتدار بايد به عملي عرفي تبديل شود و همچون نسيمي روح بخش در عرصه عمومي ضمير شهروندان را هر بار تازگي و صفاي مکرر بخشد)
+ نوشته شده توسط بیداد در پنجشنبه 11 تیر1388 و ساعت 17:56 |
انتخابات تائید شد

به قول دکتر مهاجرانی (حکومت گران معمولا دچار دو اشتباه میشون و مثل جهل مرکب در نقطه صفر این  اشتباه قرار میگیرند

اول اینکه فکر میکنند از ملت بهتر میفهمند و درک میکنند

دوم اینکه فکر میکنند از ملت پاکتر و اراسته ترند.)

بی گمان اقتدار یکی از ملزومات حاکمیت سیاسی است ولی افسوس و صد افسوس انچه همواره ره زنی کرده و میکند و مفهوم اقتدار را تا مرزهای استبداد میراند عدم درک سنجیده از اقتدار است

بلا شک عدم تو سعه سیاسی و سلب ازادی های مشزوع و ابتدایی نشانه ضعف و فتور یک حاکمیت سیاسیست نه اقتدار ان


+ نوشته شده توسط بیداد در سه شنبه 9 تیر1388 و ساعت 21:11 |
خونسردی خود را در مقابل وقایع اخیر ایران حفظ کنید
+ نوشته شده توسط بیداد در دوشنبه 8 تیر1388 و ساعت 20:43 |